دکتر زهرا ابراهیمی نیک — متخصص ارتودنسی، نیاوران تهران

بررسی میزان آگاهی و مهارت تشخیصی دندانپزشکان عمومی شاغل در استان خراسان رضوی (ایران) در مورد بیماری‌های شایع دهان در سال‌های 1387-88

جواد سرآبادانی، آتسا پاک‌فطرت، زهرا دلاوریان، زهرا ابراهیمی‌نیک، امیرحسین نجات، امیرقلی کامل‌برون — 2012-03-10 — 12 دقیقه

ارزیابی دانش و مهارت تشخیصی دندانپزشکان عمومی در زمینه بیماری‌های شایع مخاط دهان در استان خراسان رضوی

چکیده

مقدمه تشخیص مناسب و سریع بیماری‌های مخاط دهان باعث ارتقاء سطح بهبود پیش‌آگهی آنها می‌شود. متأسفانه به جهت تشابه بسیار بالینی، ضایعات دهانی در بسیاری موارد نادرست تشخیص داده می‌شوند. دندانپزشکان عمومی دارای نقش بسیار مهمی در تشخیص اولیه و درمان بیماری‌های شایع حفره دهان می‌باشند، بنابراین ارزیابی دانش و مهارت آنها اهمیت ویژه‌ای دارد. هدف این مطالعه ارزیابی دانش و مهارت تشخیصی ضایعات شایع مخاط دهان در میان دندانپزشکان عمومی استان خراسان رضوی می‌باشد.

مواد و روش‌ها این یک مطالعه مقطعی است که بر روی 260 دندانپزشک با کمک یک پرسشنامه مصور طراحی گردید و دانش و مهارت تشخیصی آنها در ارتباط با بیماری‌های شایع دهان مورد بررسی قرار گرفت و پاسخ‌ها با نرم‌افزار SPSS مورد تحلیل قرار گرفت.

یافته‌ها از میان 260 دندانپزشک، 257 نفر در مطالعه شرکت کردند و متوسط نمره آگاهی دندانپزشکان شاغل در مشهد و سایر شهرها به ترتیب 3.03 و 2.94 و متوسط نمره مهارت تشخیصی دندانپزشکان شاغل در مشهد و سایر شهرها به ترتیب 2.024 و 1.97 بود.

نتیجه‌گیری متوسط نمره آگاهی دندانپزشکان شاغل در مشهد و سایر شهرستان‌ها تفاوت معنی‌داری نداشت، ولی بین متوسط نمره تشخیصی این دو گروه این اختلاف معنی‌دار بود و مهارت تشخیصی دندانپزشکان شاغل در مشهد بهتر بود. در مجموع مهارت تشخیصی افراد مورد مطالعه از حد مطلوب پایین‌تر بود، لذا توصیه می‌شود دوره بازآموزی بیشتری در زمینه بیماری‌های دهان برای دندانپزشکان عمومی باید طراحی و اجرا گردد.

---

مقدمه

بیماری‌های مخاط دهان از جمله بیماری‌های شایعی است که به علت تنوع در تظاهرات و نیز مشابهت بسیار زیاد بین ضایعات مختلف، همیشه به عنوان یکی از چالش‌برانگیزترین مسائل در دندانپزشکی مطرح بوده است. از طرفی سازمان بهداشت جهانی (WHO) آموزش بهداشت را مجموعه آگاهی‌ها و تجربیاتی می‌داند که رفتارهای بهداشتی افراد با کسب آنها و متناسب با آنها تغییر می‌یابد.

از آنجایی که این مسئله دارای چهار مرحله آگاه شدن، باور کردن، عمل کردن و عادت کردن می‌باشد، بنابراین برای برنامه‌ریزی صحیح در زمینه بهداشت و پیشگیری، اصل مهم در نظر گرفتن سطح اطلاعات و آگاهی افراد یعنی ارزیابی مرحله اول از روند ایجاد آموزش بهداشت در افرادی که می‌خواهند این آموزش‌ها را به مردم منتقل کنند، می‌باشد.

در همین راستا دانستن اطلاعات کافی و مفید از بافت نرم و طبیعی دهان و تغییرات طبیعی آناتومیک که نیاز به درمان ندارند و نیز آگاهی علمی و به‌روز از ضایعات بدون علامت پیش‌سرطانی که بسیاری از اوقات نادیده گرفته می‌شوند می‌تواند نقش به‌سزایی در یک تشخیص زودهنگام و صحیح داشته باشد.

تشخیص نادرست همچون نسبت دادن آفت یا ضایعه تروماتیک به یک ضایعه ظاهراً مشابه ولی بدخیم SCC و به دنبال آن درمان نامطلوب می‌تواند منجر به خسارات جبران‌ناپذیری به بیمارانی که وقت را از دست داده‌اند شود.

از آنجا که در چرخه تشخیص و درمان بیماری‌های دهان، دندانپزشکان اولین و مهم‌ترین نقش را به عهده دارند بنابراین میزان آگاهی و مهارت تشخیصی آنها در خصوص انواع و اقسام بیماری‌های مخاط لازمه قبول مسئولیت درمان است.

---

مواد و روش‌ها

در این مطالعه تحلیلی-مقطعی با توجه به تعداد کل افراد جامعه مورد بررسی (تمامي دندانپزشكان عمومي شاغل در استان خراسان رضوي) و در اختيار داشتن امكانات مناسب جهت نمونه‌گيري و براي بالا بردن اطمينان استنباط‌هاي آماري حدوداً 20% از هر گروه مورد سنجش قرار گرفتند يعني 260 نفر از دندانپزشكان عمومي فارغ‌التحصيل.

اطلاعات مورد نياز از آگاهي و مهارت تشخيصي نمونه‌ها از طريق پرسشنامه‌اي شامل 4 سوال در زمينه آگاهي‌سنجي و 11 سوال مربوط به سنجش مهارت تشخيصي به دست آمد. حداقل امتياز هر سؤال آگاهي 1 و حداكثر 4 امتياز بود. در حيطه مهارت تشخيصي در صورت تشخيص صحيح 4 امتياز، در صورت تشخيص نادرست صفر امتياز و در صورت عدم پاسخ به سؤال 1 امتياز لحاظ گرديد. در انتها براي هر فرد مجموع امتيازات سؤال‌هاي آگاهي و مهارت به تفكيك جمع گشته، تقسيم بر تعداد سؤال‌هاي مربوطه گرديد. سپس ميانگين به دست آمده را به سه گروه، «ضعيف»، «متوسط» و «بالا» تفسير شد.

اين پرسشنامه توسط متخصصين گروه بيماري‌هاي دهان دانشكده دندانپزشكي دانشگاه علوم پزشكي مشهد مورد استانداردسازي قرار گرفته و از جهت روايي نيز مورد پذيرش قرار گرفت. همچنين با روش Test-Retest پايايي مناسبي (74 درصد) به دست آورد. پرسشنامه در محل مطب دندانپزشكان توزيع گشته و با نظارت خود محققين و با ذكر اين نكته كه اطلاعات شخصي كاملاً محرمانه باقي خواهند ماند تكميل و جمع‌آوري گرديد.

داده‌ها توسط جداول توزيع فراواني و شاخص‌هاي پراكندگي از مركز توصيف گرديد و براي تحليل و آناليز داده‌ها از آزمون‌هاي Mann-Whitney و Kolmogrov-Smirnov استفاده شد.

---

یافته‌ها

از مجموع 257 پرسشنامه پخش شده توسط محققين، 13 مورد به علت عدم كامل بودن پرسشنامه حذف گرديد و تعداد 244 پرسشنامه مورد قبول از 135 دندانپزشك مرد و 109 دندانپزشك زن پذيرفته شد. ميانگين سن افراد مورد مطالعه 37.13 سال بود و به طور متوسط 9 سال از مدت زمان فارغ‌التحصيلي آنها مي‌گذشت، همچنين ميانگين مدت زمان اشتغال به كار 8.07 سال بود.

نتایج آماری

میانگین نمره آگاهی: • دندانپزشکان شاغل در مشهد: 3.03 (انحراف معیار: 0.756) • دندانپزشکان شاغل در سایر شهرستان‌ها: 2.94 (انحراف معیار: 0.669) • تفاوت معنی‌دار: خیر (P = 0.084)

میانگین نمره مهارت تشخیصی: • دندانپزشکان شاغل در مشهد: 2.024 (انحراف معیار: 0.71) • دندانپزشکان شاغل در سایر شهرستان‌ها: 1.97 (انحراف معیار: 0.718) • تفاوت معنی‌دار: بله (P = 0.007)

تحلیل نتایج بر اساس نوع ضایعات

ضایعات سفید و قرمز: • مشهد: 65.8% پاسخ صحیح • سایر شهرستان‌ها: 48.0% پاسخ صحیح

ضایعات بدخیمی: • مشهد: 63.15% پاسخ صحیح • سایر شهرستان‌ها: 66.3% پاسخ صحیح

ضایعات پیگمانته: • مشهد: 52.2% پاسخ صحیح • سایر شهرستان‌ها: 48.9% پاسخ صحیح

ضایعات زخمی: • مشهد: 50.9% پاسخ صحیح • سایر شهرستان‌ها: 41.3% پاسخ صحیح

ضایعات اگزوفیتیک: • مشهد: 40.6% پاسخ صحیح • سایر شهرستان‌ها: 35.8% پاسخ صحیح

ضایعات نورولوژیک: • مشهد: 38.3% پاسخ صحیح • سایر شهرستان‌ها: 25.0% پاسخ صحیح

نتایج بر اساس جنسیت

در شهرستان‌های استان خراسان رضوي (به غير از مشهد) ميانگين نمره مهارت تشخيصي زنان 2.12 و مردان 1.85 به دست آمد. لذا با توجه به P = 0.015 مي‌توان گفت كه مهارت تشخيصي زنان به صورت قابل توجهي از مردان بيشتر است.

در بين زنان يا مردان دندانپزشك شاغل در مشهد تفاوت معني‌داري از نظر آگاهي (P = 0.47) يا مهارت تشخيصي (P = 0.21) وجود نداشت.

ارتباط با مدت زمان فارغ‌التحصیلی

آزمون‌هاي ضريب همبستگي پيرسون نشان داد كه آگاهي و مهارت تشخيصي مستقل از مدت زمان فارغ‌التحصيلي مي‌باشند (P به ترتيب 0.093 و 0.839 به دست آمد).

نظرات دندانپزشکان

طبق پاسخ‌هاي داده شده به سؤالات، بيش از 50 درصد دندانپزشكان نسبت به نحوه آموزش بيماري‌هاي شايع دهان كاملاً موافق بوده اما حاضر به شركت در برنامه‌هاي بازآموزي جهت كسب امتياز ساليانه نبودند.

• 57.9% دندانپزشكان شاغل در مشهد و 62.0% دندانپزشكان ساير شهرستان‌ها در پاسخ به اين سوال كه آيا آموزش بيماري‌هاي شايع مخاط دهان در دوره‌هاي بازآموزي براي دندانپزشكان يك ضرورت مي‌باشد كاملاً موافق بودند.

• 79.7% دندانپزشكان شاغل در مشهد تمايل به شركت در دوره‌هاي بازآموزي و كسب امتياز سالانه نداشتند.

---

بحث

مطالعات زيادي در مورد ميزان آگاهي، مهارت تشخيصي، نگرش و عملكرد دندانپزشكان در ارتباط با بيماري‌هاي دهان و دندان در دسترس نيست اما آنچه در مطالعات مشابه، محققان به دنبال آن بوده‌اند يافتن راه مؤثر در جهت ارائه هرچه بهتر خدمات دندانپزشكي بوده است.

به طور طبيعي انتظار مي‌رود كه دندانپزشكان از تازه‌ترين و بيشترين معلومات در حد ممكن در مورد بيماري‌هاي دهان برخوردار باشند. بدين منظور پس از فراغت تحصيل هم نياز است كه ميزان آگاهي و مهارت تشخيصي آنها كنترل گردد. مطالعه حاضر با اين هدف، ميزان آگاهي و مهارت تشخيصي 260 نفر (20%) از دندانپزشكان عمومي شاغل در استان خراسان رضوي در مورد بيماري‌هاي شايع دهان را بررسي كرده است.

نمرات به دست آمده در اين تحقيق نزديك به حداقل قابل قبول به نظر مي‌رسد. در تحقيق حاضر ميانگين مهارت تشخيصي دندانپزشكان شاغل در مشهد و ساير شهرستان‌ها 48% بوده است. كه اين يافته با نتايج مطالعه زارعي و همكاران كه در سال 2004 مهارت تشخيصي دندانپزشكان شركت‌كننده در چهلمين كنگره بين‌المللي انجمن دندانپزشكي ايران را مورد بررسي قرار دادند، بسيار نزديك است. در مطالعه زارعي مهارت تشخيصي دندانپزشكان 45% گزارش گرديده است.

طبق نتايج به دست آمده متوسط نمرات سطح آگاهي دندانپزشكان عمومي شاغل در مشهد و ساير شهرستان‌هاي استان تفاوت معني‌داري ندارد؛ درحالي كه متوسط نمره مهارت تشخيصي دندانپزشكان عمومي شاغل در مشهد (2.024) از ساير شهرستان‌هاي استان خراسان رضوي (1.97) به مراتب بالاتر است، بنابراين جهت پيشگيري از مشكلات و حوادث ناگوار احتمالي در قبال درمان نادرستي كه به خصوص توسط دندانپزشكان شاغل در ساير شهرستان ممكن است انجام شود از هم اكنون بايد اقدام مقتضي به عمل آورد.

در تحقيق حاضر نقاط قوت و ضعف و چالش‌ها در زمينه‌هاي مختلف بيماري‌هاي دهان به تفكيك بررسي شد. طبق نتايج دندانپزشكان شاغل در مشهد بيشترين نمره مهارت را در زمينه تشخيص ضايعات سفيد و قرمز بدست آوردند (65.8% پاسخ صحيح) و دندانپزشكان شاغل در ساير شهرستان‌ها در زمينه ضايعات بدخيمي بيشترين مهارت تشخيصي را به دست آوردند (66.3% پاسخ صحيح).

در هر دو گروه كمترين درصد پاسخ صحيح مربوط به تشخيص ضايعات اگزوفيتيك (40.6% دندانپزشكان شاغل در مشهد و 35.8% دندانپزشكان شاغل در ساير شهرستان‌ها) و ضايعات نورولوژيك (38.3% دندانپزشكان شاغل در مشهد و 25% دندانپزشكان شاغل در ساير شهرستان‌ها) بوده است كه اين نتايج لزوم تمركز بيشتر برنامه‌هاي آموزشي بر آموزش نحوه تشخيص ضايعات اگزوفيتيك و نورولوژيك را آشكار مي‌كند.

در اين مطالعه مهارت تشخيصي كليه دندانپزشكان در زمينه ضايعات بدخيمي متوسط رو به بالا به دست آمده است (63.15% دندانپزشكان شاغل در مشهد و 66.3% دندانپزشكان شاغل در ساير شهرستان‌هاي استان سوالات مربوط به بدخيمي را درست پاسخ داده بودند).

مطالعات مشابهي در اين زمينه انجام شده است از جمله در مطالعه‌اي كه توسط ثقفي و همكاران جهت بررسي ميزان آگاهي دندانپزشكان عمومي در ارتباط با سرطان دهان در دانشكده دندانپزشكي مشهد در سال 2007 انجام شد، 91% دندانپزشكان شايع‌ترين نوع سرطان دهان، 25% نماي اوليه سرطان دهان و 35% شايع‌ترين جايگاه آن را مي‌شناختند.

همچنين در مطالعه‌اي كه توسط Leao در سال 2005 در برزيل انجام شد نشان داده شد كه ميزان آگاهي دندانپزشكان از سرطان دهان از حد مورد انتظار كمتر است.

شايد دليل تمركز شمار بسياري از تحقيقات به اين مسئله اين است كه دندانپزشكان عمومي علاوه بر درمان دندان (اندو، ترميم، كرون) وظيفه مهم‌تر و شايد در اولويت بيشتري دارند و آن معاينه مخاط و بافت نرم داخل دهان در درجه اول و شناخت و مهارت بيشتر نسبت به بيماري‌هاي دهان است.

اگرچه يافته اين مطالعه ميزان آگاهي و مهارت تشخيصي دندانپزشكان را در حد قابل قبول نشان داد ولي ايده‌آل و مطلوب نبود. بنابراين پيشنهاد مي‌شود دوره‌هاي بازآموزي و برنامه علمي با تاكيد بيشتر بر نقاط ضعف دندانپزشكان برگزار گردد.

به هر حال مشكلات موجود در زمينه شناخت، آگاهي و مهارت تشخيص دندانپزشكان از بيماري‌هاي دهان، ارجاع به موقع و رابطه تنگاتنگ دندانپزشكان با بخش بيماري‌هاي دهان دانشكده را مي‌طلبد. همچنين ارجاع بيماران از شهرستان‌ها و مطب‌ها به بخش بيماري‌هاي دهان هرچه سريع‌تر بايد انجام شود و از تاخير در اين مورد بايستي خودداري شود.

از آنجايي كه اين مطالعه فقط در استان خراسان رضوي انجام شده است نتايج قابل تعميم به كل كشور نيست بنابراين جا دارد مطالعات مشابهي با حجم نمونه بيشتر در چندين نقطه از سطح كشور انجام شود تا بتوان آمار دقيق‌تر و قابل تأملي به دست آيد و راهكارهاي لازم را در جهت بهبود آن ارائه نمود.

---

نتیجه‌گیری

متوسط نمره آگاهي دندانپزشكان شاغل در مشهد و ساير شهرستان‌هاي استان تفاوت معني‌داري نداشت ولي بين متوسط نمره مهارت تشخيصي اين دو گروه اختلاف معني‌داري داشت و مهارت تشخيصي دندانپزشكان شاغل در مشهد بهتر از گروه ديگر بود.

مهارت تشخيصي افراد مورد مطالعه در تحقيق از حد مطلوب پايين‌تر بود، لذا توصيه مي‌شود دوره‌هاي بازآموزي بيشتري در زمينه بيماري‌هاي مختلف دهان طراحي و اجرا گردد.

توصیه‌های عملی

1. برگزاری دوره‌های بازآموزی: طراحی و اجرای دوره‌های بازآموزی با تأکید بر نقاط ضعف دندانپزشکان، به ویژه در زمینه تشخیص ضایعات اگزوفیتیک و نورولوژیک

2. بهبود دسترسی به منابع آموزشی: ایجاد دسترسی بهتر به منابع آموزشی برای دندانپزشکان شاغل در شهرستان‌ها

3. تقویت ارتباط با مراکز تخصصی: ارجاع سریع‌تر بیماران از شهرستان‌ها و مطب‌ها به بخش بیماری‌های دهان و جلوگیری از تأخیر در این مورد

4. برنامه‌ریزی برای مطالعات گسترده‌تر: انجام مطالعات مشابه با حجم نمونه بیشتر در چندین نقطه از سطح کشور برای دستیابی به آمار دقیق‌تر و قابل تعمیم

5. ارزیابی مستمر: انجام ارزیابی‌های دوره‌ای از میزان آگاهی و مهارت تشخیصی دندانپزشکان عمومی

مطالب مرتبط